دور یا نزدیک راهش می توانی خواند
هرچه را آغاز و پایانی است
حتی هرچه را آغاز و پایان نیست
زندگی راهی است
از به دنیا آمدن تا مرگ
شاید مرگ هم راهی است
راه ها را کوه ها و دره هایی هست
اما هیچ نزهتگاه دشتی نیست
هیچ رهرو را مجال سیر و گشتی نیست
هیچ راه بازگشتی نیست !
بی کران تا بی کران امواج خاموش زمان جاری است
زیر پای رهروان خوناب جان جاری است
آه
ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی
هیچ
آیا یک قدم دیگر توانی راند ؟
هیچ آیا یک نفس دیگر توانی ماند ؟
نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست
باز باید رفت تا در تن توانی هست
باز باید رفت !
راه باریک و افق تاریک
دور یا نزدیک ...
" فریدون مشیری "
شام ایرانی بیژن بیرنگ رو می دیدم ، سروش صحت حرف خیلی خوبی زد که من رو تا الان که یک هفته از دیدنش می گذره به فکر کردن واداشته !
اینکه چرا در مورد هم قضاوت می کنیم ؟ چرا اشتباهات رو نمی بخشیم و ازش نمی گذریم ؟
حالا من یا تو ممکنه هزار تا اشتباه بکنیم ، دلگیر شو اعتراض کن اما، قضاوت چرا ؟ چرا من باید تورو محکوم کنم ؟ چرا نباید ببخشمت ؟
یا بالعکس ، چرا تو این کارو نکنی ؟
بخشش واسه من آسونه ، خیلی راحت می بخشم و با کمی گذشت زمان همه ی تلخی ها رو فراموش میکنم ، برای اینکه دچار قضاوت اشتباه نشم ! برای اینکه با یک قضاوت اشتباه هزار تا سیاهی و دو دلی تو دلم رخنه میکنه و من می ترسم از روزی که چهره ی معصوم تو در ذهنم خراب بشه ...
من راحت می گذرم ، نه به این دلیل که اختلافات برام مهم نباشه ، نه ! به این دلیل که نمی خوام قاضی یک قضاوت اشتباه باشم ! ...
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش ...
خانواده ام یک چند ماهی می شود که از هم دور افتاده اند . برادرم یک ور دنیا خواهرم یک ور دیگرش و
مادر و پدرم یک ور دیگرش و منم اینور !
هرکس دیگری هم باشد دلش می گیرد دیگر خب...
واي باران ؛
باران ؛
شيشه ي پنجره را باران شست .
از دل من اما ،
- چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربي رنگ ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .
مي پرد مرغ نگاهم تا دور ،
واي ، باران ،
باران ،
پر مرغان نگاهم را شست .
***
خواب رؤياي فراموشيهاست !
خواب را دريابم ،
كه در آن دولت خاموشيهاست .
من شكوفايي گلهاي اميدم را در رؤياها مي بينم ،
و ندايي كه به من مي گويد :
« گرچه شب نزديك است
« دل قوي دار ،
سحر نزديك است
دل من ، در دل شب ،
خواب پروانه شدن مي بيند .
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا مي چيند ...
**حمید مصدق