كه در ميان ابرها منزل دارند
تا ظهر مهمان هستند
ابر است و باران است
باران اگر ببارد
مهمانان شسته مي شوند
سبز مي شوند
من از روي تختخواب
جهان و مرگ را
در سفيدي اين ملافه ها
و ان كاج هاي دور
مهمان مي كنم.
مرا به مهماني
ملافه هاي سفيد
نياوردند
با باي بي كفش
و چشماني تهي از عينك
به اين مهماني امدم
فقط شام را مي توان
در اين جهان خورد .
احمدرضا احمدي . لكه اي از عمر بر ديوار بود